ورود شمارا به تارنمای مدرسه مجازی خوش آمد می گوییم . امیدواریم مطالب این تارنما برای شما مفید باشد

موضوع بسته شد
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: درس پانزدهم : میوه ی هنر

  1. #1
    مدیر ارشد z---r آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    844
    تشکر
    55
    تشکر شده 539 بار در 288 ارسال

    درس پانزدهم : میوه ی هنر


    میوه ی هنر
    آن قصّه شنیدید که در باغ یکی روز ...............از جور تبر، زار بنالید سپیدار .
    آن داستان را شنیده اید که در باغ یک روز از ستم تبر سپیدار سخت ناله می کرد
    کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی ....... ازتیشه ی هیزم شکن وارّه نجار
    که از دست ارّه نجار و تیشه هزم شکن برای من نه ریشه ای مانده و نه شاخه ای .
    گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس ..... کاین موسم حاصل بودو نیست تورا بار
    تبر آهسته به اوگفت : گناه تو این است که الان فصل میوه دادن است ولی تو میوه و ثمری نداده ای .
    تا شام ،نیافتاد صدای تبر از گوش ......شوده توده درباغ ، سحر هیمه بسیار .
    تا شب صدای تبر هچنان ادامه داشت و قطع نشد و صبح در آن باغ توده ای از هیزم جمع شده بود .
    دهقان چوتنورخود ازاین همیه برافروخت ......بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار .
    وقتی کشاورز ( باغبان ) تنور خودش را با آن هیزم روشن کرد سپیدار گریه کرد و دوباره گفت .
    آوخ که شدم هیزم و، آتشگر گیتی .......... اندام مرا سوخت چنین زآتش ادبار .
    افسوس که به هیزم تبدیل شده ام و دنیای سوزان ( ستمگر ) بدن مرا این چنین در آتش بدبختی سوزاند .
    خندید براو شعله ، کز دست که نالی ....... ناچیزی تو، کرد بدین گونه تورا خار(خوار).
    شعله به او خندید و گفت از چه کسی شکایت می کنی ؟ بی ارزشی تو تورا اینگونه پست وحقیر کرده است .
    آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد .......فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار .
    آن درختی که رشد می کند ولی میوه نمی دهد سرانجامش شایسته تر از این نیست که سوزانده می شود .
    جز دانش و حکمت نَبُوَد میوه ی انسان ......ای میوه فروش هنر این دکّه و بازار .
    حاصل عمر انسان چیزی جز دانش و حکمت نیست ای انسان اگر دانش و هنری اندوخته ای حالا وقت ارائه آن است .
    از گفته ی ناکرده وبیهوده چه حاصل ........ کردار نکو کن که نه سودی ست زگفتار
    سخن بیهوده ای که به آن عمل نمی شود چه فایده ای دارد عمل و کار خود را درست کن و درست انجام بده که در گفتار بی عمل سودی نیست .
    آسان گذرد گرشب و روز و مه و سالت ...... روز عمل و مزد ، بود کار تو دشوار
    اگر شب و روز و ماه و سال تو به تنبلی و تن پروری بگذرد و کار مفیدی برای آخرت انجام ندهی ، روز قیامت که روز حساب اعمال و پاداش دادن است کار تو دشوار می شود .

    (( پروین اعتصامی ))


    خود ارزیابی
    1- علّت قطع کردن درخت سپیدار چه بود ؟
    میوه و بار ندادن درخت سیپدار علّت قطع درخت سپیدار بود .
    2- از نظر شاعر (( میوه ی انسان )) چیست ؟
    دانش و حکمت و هنر است که می تواند ثمره ی زندگی انسان باشد .
    3- به نظر شما پیام این شعر چیست ؟
    پیام این شعر این است که انسان باید سعی کند حکمت و دانش و هنر بیاموزد که جز این ها زندگی انسان ثمره ی دیگری نخواهد داشت .

    حکایت
    گویند روزی افلاطون نشسته بود . مردی جاهل نزد او آمد و شروع کرد به حرف زدن . در میانه ی سخن گفت : « ای حکیم !امروز فلان مرد را دیدم که سخن تو می گفت و تورا دعا می کرد و می گفت : افلاطون ، بزرگ مردی است که هرگز کس چون او نبوده است و نباشد ، خواستم که شکر و سپاس اورا به تو رسانم .»
    افلاطون چون این سخن بشنید ، سر فرو برد و بگریست و سخت دلتنگ شد .
    این مرد گفت :« ای حکیم ! از من چه رنج آمد تورا که چنین تنگدل گشتی ؟»
    افلاطون گفت :« از تو رنجی به من نرسید ولیکن برای من از این بدتر چیست که جاهلی مرا بستاید .»

    می گویند یک روز افلاطون در جایی نشسته بود . مرد نادانی به پیش او آمد و شروع به صحبت کرد . در بین حرف های خود گفت : « ای خردمند ! امروز فلانی را دیدم که در باره تو صحبت می کرد ودرحق تو دعا می کرد و می گفت : افلاطون مرد بزرگی است که هرگز کسی مانند او نبوده و نخواهد بود ، خواستم تعریفی که از تو می کرد را به تو بگویم .»
    افلاطون وقتی این صجبت هارا شنید سر خودرا پایین انداخت و شروع به گریه کرد و بسیار ناراحت شد .
    آن مرد گفت :« ای مرد خردمند ! چرا از من رنجیدی و این گونه ناراحت شدی »

    افلاطون گفت :« تو باعث رنجیدن من نشدی ولی برای من چه چیزی می تواند از این بد تر باشد که شخص نادانی از من تعریف کند » .

    چرا هنگامی که افراد نادان از ما تعریف می کنند ، نباید خوش حال شویم ؟
    وقتی افراد نادان از انسان تعریف می کنند حتماً ما کار جاهلانه ای انجام داده ایم که مورد پسند آن ها واقع شده است بنا بر این نباد خوش حال بشویم .
    معنی واژه ها
    جور= ظلم - ستم / زار = ضعیف / بیخ و بن = ریشه - اساس – بنیاد / موسِم = فصل - وقت - هنگام / حاصل = دست آورد – در اینجا میوه – ثمره / توده = تپّه - پشته / همیه = هیزم / آوَخ = آخ- افسوس / آتشگر = آتش افروز / اِدبار = بدبختی – تیره بختی / خوار = پست حقیر / خار = تیغ نوک تیز گیاهان / فرجام = سرانجام –پایان کار – عاقبت / دهقان = کشاورز - در اینجا باغبان –باغدار / سزاوار = شایسته /جاهل = نادان / فلان = اشاره به فرد یا چیز نامعلوم / بگریست = گریه کرد / بستاید = ستایش کند .
    مدرسه مجازی, دوره ی دبستان, دبستان , پایه ششم ,ریاضی ششم , دروس ریاضی, درس ریاضی ,ریاضی ,ریاضی پایه ششم , ریاضی ششم دبستان,مدرسه مجازی, دوره ی دبستان, دبستان ,پایه ششم , درس علوم تجربی,علوم ,علوم تجربی , علوم ششم ,علوم پایه ششم , علوم ششم دبستان ,مدرسه مجازی, دوره ی دبستان, دبستان ,پایه ششم , درس کار وفناوری ,کار وفناوری ,کاروفناوری پایه ششم ,کاروفناوری ششم , کاروفناوری ششم دبستان ,مدرسه مجازی, دوره ی دبستان, دبستان ,پایه ششم , درس فارسی,فارسی,زبان فارسی ,فارسی پایه ششم ,فارسی ششم , فارسی ششم دبستان ,مدرسه مجازی, دوره ی دبستان, دبستان ,پایه ششم , درس اجتماعی,اجتماعی ,مطالعات اجتماعی,مطالعات ,اجتماعی پایه ششم ,اجتماعی ششم,اجتماعی ششم دبستان , مدرسه مجازی, دوره ی دبستان, دبستان ,پایه ششم , درس قرآن,قرآن ,قرآن پایه ششم,قرآن ششم, مدرسه مجازی, دوره ی دبستان, دبستان , پایه ششم ,درس هدیه های آسمانی,هدیه ها ی آسمانی ,هدیه های آسمانی ششم, هدیه های آسمانی پایه ششم ,



  2. 3 کاربر به خاطر ارسال مفید z---r از ایشان تشکر کرده اند:

    mohammad.gh (04-11-2014), stefan (03-09-2014), عاطفه (02-28-2014)

موضوع بسته شد

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

     

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید